تبليغاتX
I fall in love


شعر

دست تو را کم میگیرم
 

چقدر تورا دست کم می گيرم

شايد دست تورا کم می گيرم

دست که می کشی برقها می رود

پر می کشم تا يک کوچه مانده به هفت آسمان

دوستت دارم

 

 


+ نوشته شده توسط tmbg در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 23:9 |
به تو گفتم...!نگفتم...؟؟؟؟

گفتم....نگفتم...؟؟؟؟!!

نگفتم دل من بی اعتباره

اگه عاشق بشه،پروا نداره

نمی فهمه خطر،این مرغ بی دل

قفس می شکنه،میره تا ستاره

به تو گفتم،نگفتم؟!...


به تو گفتم : اگه مستم کنی مثل پرنده

دیگه کاری ندارم بی صدایی چون و چنده

چنان بی پرده می زنم به اسمت زیر آواز

که آوازهء من راه فرارت رو ببنده

به تو گفتم،نگفتم؟


+ نوشته شده توسط tmbg در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 22:30 |

این روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه
درد تمام عاشقا پای کسی نشستنه


این روزا مشق بچه هایه صفحه آشفتگیه
گردای روی آینه فقط غم زندگیه


این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه


این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه کم کبوتر شدنه


این روزا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه


این روزا کار آدما دلای پاک رو بردنه
بعدش اونو گرفتنو به دیگری سپردنه


این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهونشون از هم خبر نداشتنه


این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفائیه
جرم تمومشون فقط لذت آشنائیه


این روزا چشمای همه غرق نیاز و شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه


این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه


+ نوشته شده توسط tmbg در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 20:5 |
               

 

                 دوستت دارم تا همیشه...

دوستت دارم تا همیشه


+ نوشته شده توسط tmbg در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 16:45 |

                 همیشه  نگاه  تو به دنبال کسی است که

                                 نگاهش

                            در پی دیگری ست.....

 


+ نوشته شده توسط tmbg در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 22:34 |
دوستت دارم

سرگذشتشت غم هجران تو گفتم با شمع آننقدر سوخت که از کرده پشیمانم کرد

 

I  LOVE  YOU


+ نوشته شده توسط tmbg در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 22:8 |
میمیرم برات
+ نوشته شده توسط tmbg در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 20:49 |
گفته بودم عشق یعنی هورم نفس داغِ داغ

عشق یعنی بوییدن گل از لای در باغ

می گویم عشق یعنی سوز درد سرد سرد

عشق یعنی دلی بی کینه اما پر ز درد

گفته بودم عشق یعنی التهاب التماس

عشق یعنی مروارید یه قطعه الماس

می گویم عشق یعنی حقارت در التماس

عشق یعنی ذغال، نی مروارید و الماس

گفته بودم عشق یعنی زلالی رود وجود

عشق یعنی به درگاه یار به سجود

می گویم عشق یعنی دفن خود در وجود

عشق یعنی به درگاه خالی به سجود

گفته بودم عشق یعنی مستی از جام نگاه دوست

عشق یعنی پستی رانده شدن از در دوست

می گویم عشق یعنی پیمانه ات بشکسته به دست دوست

عشق یعنی سراب رسیدن تا در دوست

گفته بودم عشق یعنی صدای تیشه فرهاد

عشق یعنی مجنون از لیلی به فریاد

می گویم عشق یعنی تیشه زدن بر دست فرهاد

عشق یعنی لیلی به بر دگر یار ،مجنون به فریاد

گفته بودم عشق یعنی گداختن در انتظار

عشق یعنی خطر کردن با اختیار

می گویم عشق یعنی سوزش سردی دیدار

عشق یعنی خطا کردن بی اختیار

گفته بودم عشق یعنی دیدن خنده یار

عشق یعنی سیل اشک ،بی اختیار

می گویم عشق یعنی حسرت در دیدن یار

عشق یعنی سیل اشک ویار بی عار

گفته بودم عشق یعنی بودن لب روی لب

عشق یعنی صبر


+ نوشته شده توسط tmbg در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 22:34 |
انتظار


+ نوشته شده توسط black_star در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 13:15 |
ای کاش بودی
اي کاش بودي


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط black_star در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 13:13 |
مال من
5081.jpg
+ نوشته شده توسط black_star در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 13:37 |
قلب
KS16758.jpgتقدیم به زیباترین عشقم
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط black_star در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 13:28 |
گیتار

یاد بگیر اینم گیتاریست محجبه حالا تو هی بگو گیتارو حجاب نمی خونه یاد بگیر


+ نوشته شده توسط black_star در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 13:15 |
اینم هاپو ها

کاش خیلی ها وفا رو از سگها یاد می گرفتن


+ نوشته شده توسط black_star در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 13:13 |

+ نوشته شده توسط black_star در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 13:11 |
خیال

+ نوشته شده توسط black_star در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 13:4 |
عشق موشها
Funny!

+ نوشته شده توسط black_star در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 12:44 |
روزگار

می دونید فرق آموزگار با روزگار چیه؟

آموزگار اول درس می ده بعد امتحان میگیره

ولی روزگار اول امتحان میگیره بعد درس میده

اره تو این دنیا دیگه هیچ کس به حقیقت باور ندارند برعکس

 به دروغ باور دارند

روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم

 و شنا کنیم، حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد.

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتی به ساحل رسیدند

 حقیقت لباسهایش را در آورد.

دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت.

از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است، اما دروغ

در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود


+ نوشته شده توسط black_star در جمعه پنجم آبان 1385 و ساعت 13:17 |
طلب

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از

 

دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع

 

بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

 

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال

 

كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن ...!!!


+ نوشته شده توسط black_star در جمعه پنجم آبان 1385 و ساعت 13:8 |
ایستگاه آخر
نمیخواد قبول کنه،که ایستگاه آخر  شایدم واسش به دور از باور

نمیخواد قبول کنه،جدایی رو  شایدم نمی دونه،اینطوری خیلی بهتره

این صدا،صدای عشق بود که می گفت: برو پایین برو پایین،ایستگاه آخر

تو میگی آخر خط،شده تموم زندگیم اما عشق فقط میگه:کرایمون گرونتره

حالا فریاد میزنی،که عشق بهت نگاه کن مگه تو نمیدونی که عشق،گوششم کر

  آخر دنیای سرد بی کسی جدایی و غم و چشمای تر

آخه اون کسی که دل به عشق میده از نگاه آدما بی خبره

نمی دونست و همیشه فکر می کرد  عشق براش مثله یه یارو یاوره

توی این دورو زمونه ی غریب کسی حق عاشق شدن، نداره

بدونی که دل، چیکارت میکنه.  هر کسی عاشق شده در به دره

حالا دیگه همه چی ،تموم شده آخراین جدایی،غم وکینه و یه دل پر پره

میگه فهمید که فقط ارزش اون هیچی نیست و ، از یه سنگم کمتره


+ نوشته شده توسط black_star در جمعه پنجم آبان 1385 و ساعت 13:4 |