چقدر تورا دست کم می گيرم
شايد دست تورا کم می گيرم
دست که می کشی برقها می رود
پر می کشم تا يک کوچه مانده به هفت آسمان

.jpg)
نگفتم دل من بی اعتباره
اگه عاشق بشه،پروا نداره
نمی فهمه خطر،این مرغ بی دل
قفس می شکنه،میره تا ستاره
به تو گفتم،نگفتم؟!...
به تو گفتم : اگه مستم کنی مثل پرنده
دیگه کاری ندارم بی صدایی چون و چنده
چنان بی پرده می زنم به اسمت زیر آواز
که آوازهء من راه فرارت رو ببنده
به تو گفتم،نگفتم؟
این روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه
درد تمام عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه هایه صفحه آشفتگیه
گردای روی آینه فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه کم کبوتر شدنه
این روزا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما دلای پاک رو بردنه
بعدش اونو گرفتنو به دیگری سپردنه
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهونشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفائیه
جرم تمومشون فقط لذت آشنائیه
این روزا چشمای همه غرق نیاز و شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه
![]()

دوستت دارم تا همیشه...

همیشه نگاه تو به دنبال کسی است که
نگاهش
در پی دیگری ست.....

سرگذشتشت غم هجران تو گفتم با شمع آننقدر سوخت که از کرده پشیمانم کرد


عشق یعنی بوییدن گل از لای در باغ
می گویم عشق یعنی سوز درد سرد سرد
عشق یعنی دلی بی کینه اما پر ز درد
گفته بودم عشق یعنی التهاب التماس
عشق یعنی مروارید یه قطعه الماس
می گویم عشق یعنی حقارت در التماس
عشق یعنی ذغال، نی مروارید و الماس
گفته بودم عشق یعنی زلالی رود وجود
عشق یعنی به درگاه یار به سجود
می گویم عشق یعنی دفن خود در وجود
عشق یعنی به درگاه خالی به سجود
گفته بودم عشق یعنی مستی از جام نگاه دوست
عشق یعنی پستی رانده شدن از در دوست
می گویم عشق یعنی پیمانه ات بشکسته به دست دوست
عشق یعنی سراب رسیدن تا در دوست
گفته بودم عشق یعنی صدای تیشه فرهاد
عشق یعنی مجنون از لیلی به فریاد
می گویم عشق یعنی تیشه زدن بر دست فرهاد
عشق یعنی لیلی به بر دگر یار ،مجنون به فریاد
گفته بودم عشق یعنی گداختن در انتظار
عشق یعنی خطر کردن با اختیار
می گویم عشق یعنی سوزش سردی دیدار
عشق یعنی خطا کردن بی اختیار
گفته بودم عشق یعنی دیدن خنده یار
عشق یعنی سیل اشک ،بی اختیار
می گویم عشق یعنی حسرت در دیدن یار
عشق یعنی سیل اشک ویار بی عار
گفته بودم عشق یعنی بودن لب روی لب
عشق یعنی صبر



تقدیم به زیباترین عشقم
یاد بگیر اینم گیتاریست محجبه حالا تو هی بگو گیتارو حجاب نمی خونه یاد بگیر![]()
کاش خیلی ها وفا رو از سگها یاد می گرفتن


می دونید فرق آموزگار با روزگار چیه؟
آموزگار اول درس می ده بعد امتحان میگیره
ولی روزگار اول امتحان میگیره بعد درس میده
اره تو این دنیا دیگه هیچ کس به حقیقت باور ندارند برعکس
به دروغ باور دارند![]()
روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم
و شنا کنیم، حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد.
آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتی به ساحل رسیدند
حقیقت لباسهایش را در آورد.
دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت.
از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است، اما دروغ
در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از
دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع
بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال
كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن 
نمیخواد قبول کنه،جدایی رو شایدم نمی دونه،اینطوری خیلی بهتره
این صدا،صدای عشق بود که می گفت: برو پایین برو پایین،ایستگاه آخر
تو میگی آخر خط،شده تموم زندگیم اما عشق فقط میگه:کرایمون گرونتره
حالا فریاد میزنی،که عشق بهت نگاه کن مگه تو نمیدونی که عشق،گوششم کر
آخر دنیای سرد بی کسی جدایی و غم و چشمای تر
آخه اون کسی که دل به عشق میده از نگاه آدما بی خبره
نمی دونست و همیشه فکر می کرد عشق براش مثله یه یارو یاوره
توی این دورو زمونه ی غریب کسی حق عاشق شدن، نداره
بدونی که دل، چیکارت میکنه. هر کسی عاشق شده در به دره
حالا دیگه همه چی ،تموم شده آخراین جدایی،غم وکینه و یه دل پر پره
میگه فهمید که فقط ارزش اون هیچی نیست و ، از یه سنگم کمتره